کمک به تحقق اقتصاد مقاومتی با پرورش زنبورعسل در باغ ها ومزارع کشاورزی

اولویت های تولیدی درکُردستان/

کمک به تحقق اقتصاد مقاومتی با پرورش زنبورعسل در باغ ها ومزارع کشاورزی

اولویت های تولیدی درکُردستان/
امکان گرده افشانی کامل توسط زنبور عسل محرز، مسلم، قطعی و کاملا علمی است و نتیجه آن چند برابر شدن ثمره باغ ها وعامل تولیدحداکثری محصولات کشاورزی به دلیل قدرت خدادادی گرده افشانی زنبور عسل می باشد.

مقاله ایی که به سمع ونظر شما می رسد توسط بانویی که در رشته میکروبیولوژی تخصص دارد نگاشته شده و در راستای کمک علمی به اقتصاد مقاومتی و اقدام عملی در این زمینه در اختیار شاهوخبر قرار گرفته است. این رسانه نیز بنا به رسالت اطلاع رسانی و در جهت تبیین موضوعات علمی برای افزایش بهره وری درامور اقتصادی وبه ویژه بها دادن به اقدام وعمل آن را منتشر می نماید. بنا به گفته نویسنده، مقاله پژوهشی فوق رفرنسی بر فعالیت های زنبورداری و باغداری یکی از اقربا در گیلان بوده که می تواند به عنوان نمونه ایی برای پربار نمودن ساختار تولید و به عمل آوردن میوه های باغی در کردستان و دیگر مناطق کوهستانی کشور مورد استفاده قرار گیرد. این مقاله پژوهشی در زیر می آید:

اهمیت عظیم زنبور عسل به اندازه ای است که در قرآن کریم سوره ای به نام نحل وجود دارد ودر قسمتی از این سوره خداوند متعال می فرماید: وَأَوْحَى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ ﴿۶۸﴾ که معنای آن چنین است: «و پروردگار تو به زنبور عسل وحى کرد که از پاره‏اى کوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته ‏سازى]می کنند خانه‏ هایى براى خود درست کن». ودر جای دیگری می فرماید: ثُمَّ کُلِی مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلًا یَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَةً لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿۶۹﴾؛ یعنی: «سپس از همه میوه‏ها بخور و راه هاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شکم] آن شهدى که به رنگ هاى گوناگون است بیرون می آید در آن براى مردم درمانى است. راستى در این [زندگى زنبوران] براى مردمى که تفکر می ‏کنند نشانه [قدرت الهى] است»... .

نوشته ایی که درادامه می آید در مورد عسل و شفای انسان ها توسط آن نیست، بلکه درباره فواید دیگر زنبور عسل می باشد واین فواید تحت عنوان اولویت دوم پرورش رنبور عسل درادامه می آید. پرورش زنبورعسل  در استان کُردستان و بسیاری دیگر از استان های کشور به علت کوهستانی بودن می تواند در زمینه باغداری و کشاورزی مفید باشد.

به دلیل ماهیت مستند و مستدل و غیر قابل نقض بودن این پژوهش، نیاز است که به مسائل زندگی نزدیکانم و شرایط زندگی آنان اشاره ای داشته باشم.من از اهالی یکی از روستاهای گیلان هستم. آنچه که در کُردستان به عنوان «خانه باغ» شناخته می شود، درگیلان «خانه محوطه» نامیده می شود. این دو نامگذاری گرچه مشابهاتی با هم دارند، اما از نظر ساختاری تفاوت های اساسی دارند که به چند مورد می توان اشاره نمود؛ یکی این که خانه محوطه محل اقامت موقت برای تعطیلات ویا امور کشاورزی فصلی نیست، بلکه محل زندگی دائمی خانواده های روستایی در گیلان است همچنین خانه محوطه به تناسب امکانات مالی افراد گاهی ممکن است بالغ بر10 هکتار ویا بیشتر مساحت داشته باشد درحالیکه درمورد خانه باغ اینگونه نیست.

از دیگر تفاوت ها این دو با می توان به این نکته اشاره داشت که در ورودی خانه محوطه، منزل مالک زمین قرار دارد و تمامی امکانات زندگی درخور در آن موجود است و 80% الی 90% خانه را باغی وسیع با انواع میوه ها شامل ازگیل،گیلاس، خرمالو،انگور،گلابی،مرکبات،انجیر ودیگر محصولات کشاورزی تشکیل می دهد. و دیگر مورد این است که در باغ های اطراف خانه محوطه به زیر درختان میوه هیچ گونه کود شیمیایی ویا حیوانی پاشیده نمی شود و محصولات به دست آمده کاملا ارگانیک می باشد.

دایی نگارنده از بزرگترین زنبورداران گیلان است و نزدیک به1000 کلونی زنبور عسل دارد. این کلونی ها در فصل بهار در پهنه خانه محوطه وی نگهداری می شوند و بعد از پایان این فصل، به مدت9 ماه به شهرهایی که در فصل گُل دهی باغات میوه و کشاورزی هستند مهاجرت می کند.به دلیل فراوانی کلونی زنبور های عسل، کارگران فراوانی برای رسیدگی به وضعیت کندوها و سروسامان دادن امور با وی همراه هستند.

آنچه که سالیان زیادی فکر مرا به خود مشغول نموده بود و افراد مختلفی نیز پاسخی برای آن نداشتند، این بودکه چرا درختان خانه محوطه داییم، چنان برای میوه به ثمر می نشینند که به ناچار برای جلوگیری از شکستن شاخه های درختان باید چوب هایی بزرگ به عنوان تکیه گاه از زمین به شاخه های پر از میوه نصب شوداما این وضعیت دردیگر باغ ها دیده نمی شود وچرا باید باغ خانه محوطه دایی اینجانب حداکثر ثمردهی را به نسبت دیگر باغ های میوه داشته باشد؟

چرا  وقتی هیچ گونه کوددهی، مراقبت ویژه وحتی سمپاشی به علت ترس از آسیب رسانی به زنبورهای عسل صورت نمی گیرد، بیشترین میزان میوه دهی دراین باغ شاهدهستیم ؟

از طرفی دیگر معمولا اکثریت مردم شهری که این باغ محوطه درآن قرار داردبا هم خویشاوند هستند و من نگارنده طبعا به خانه محوطه های آنان نیز رفته است، اما چنین میزان برداشت و میوه دهی در باغ های خانه محوطه آنان وجودندارند؛ به عنوان مثال خانه محوطه پدر بزرگ خود را مثال می زنم که وی با وجود تلاش شبانه روزی و وجود همه امکانات باغی، اما حداقل ثمردهی باغ را دارد. علت چیست؟

علت را بهتر است در قرآن کریم بیابیم؛ ما نمی توانیم و نباید تصوری داشته باشیم که علمی را کشف نماییم و بعدا تحقیق نماییم که آیا با مبانی قرآنی تطبیق دارد یا خیر، بلکه باید از قرآن در کشف علوم مختلف استفاده نماییم؛ چون که قرآن حق است و بیان خداست و در آیاتی می فرماید: وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ ﴿۵۹﴾، یعنی « و هیچ دانه‏اى در تاریکی هاى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن [ثبت] است.»

وقتی قرآن برای هر موضوعی سخن و پاسخی دارد باید در این کتاب آسمانی به دنبال علم وعلل علمی بگردیم.آنچه که اینجانب از اولویت دوم ارزش زنبور عسل از آیات بینات قرآن فهمیدم چنین است که قرآن کریم از کلمه جبال برای ایجاد خانه برای زنبور عسل سخن می گوید... ؛کٌردستان و بعضی دیگر از مناطق کشورکوهستانی هستند. بنا براین وفق قرآن کریم مناسب ترین شرایط در استان کُردستان واستان های کوهستانی جهت بهره برداری از این نعمت عظیم وجود دارد.

پدرم بیشتر روستاهای کُردستان را دیده است واینجانب نیز به جهت علاقه به گردش، تدبر و تحقیقات علمی به بسیاری از مناطق این استان سفر کرده ام. بنابرآمار چندسال گذشته تولید عسل در استان کُردستان، 900 تن بوده است که با توجه به امکانات کوهستانی،باغداری و کشاورزی ودر مقایسه با سایر استان ها بسیار ناچیز است. به علت این که منظور از این مقاله بررسی اولویت دوم پرورش زنبورعسل می باشد، نتیجه می گیرم که کلونی زنبور عسل در کُردستان بسیارناچیز است. البته چون که این آمار مربوط به3 سال پیش است ممکن است حالا کاهش یا افزایش یافته باشد، ولی در اصل موضوع تفاوتی ندارد.

اکثریت مردم روستاهای کُردستان به باغداری و کشاورزی مشغولند و با زحمات طاقت فرسا در جهت برای تولید محصول تلاش می کنند و هزینه های زیادی متحمل می شوند، اما در نتیجه، محصول چندانی ندارند ویا حداقل ثمردهی را دارند. اولویت دوم زنبور عسل که مد نظر این تحقیق است قدرت گرده افشانی عظیم و کامل زنبور عسل در باغات کشاورزی است که به آن می پردازیم.

یاید آشکارساخت که دلیل عمده ثمردهی حداکثری درختان باغ خانه محوطه داییم استفاده از همین اولویت دوم پرورش زنبور عسل است و این موضوع علاوه بر آیات متیفن قرآن، به صورت علمینیز قابل نقض نیست.

قدرت پرواز زنبور عسل جهت شهدآوری از گُل های باغ تا شعاع 40 کیلومتر بوده ودر 60 کیلومتری نیز دیده شده است. ولی اگر امکانات گُل و درختان میوه و کشاورزی هنگام گُل دهی وجود داشته باشد کمترین شعاع پروازی را داشته و حداکثر تا 2 کیلومتر پرواز خواهند کرد. این موضوع طبیعی است که هرچه امکانات شهد گُل ها نزدیک باشد، شعاع پروازی زنبورها نیز کاهش می یابد.

در وضعیت علمی باغداری و کشاورزی باید متوجه بود که درختان نیز نر و ماده دارند و وضعیت نرو ماده کمی متفاوت از موجودات دیگر است،تا جایی که دیده ایم درخت خاصی در گیلان وجود دارد که در گذشته از میوه آن برای گوسفندان استفاده می شده و فوق العاده مقوی بوده اند، ولی در بین همان درختان بعضی درختان حتی یک دانه میوه به عمل نیاورده اند، آن هم به دلیل داشتن ژن نرینگی که ازجهت بارور نمودن درختان ماده دیگر، به شدت محافظت می شدند.

امروز نیز در علوم باغداری و کشاورزی نیاز است که در بین درختان متعددی که به بار می نشینند درخت نر نیز وجود داشته باشد که بطور طبیعی وجود هم دارد وشاید عدم میوه دهی آن علل ومسایل دیگری داشته باشد. البته عدم وجود زنبور عسل می تواند دلیل اصلی باشد. از طرفی دیگر، درختان موجوداتی هستند که با پیوند در شاخه های مختلف می توان ازدرختی میوه های متعددی به بار آورد و بسیاری از درختان میوه نر با درختان هم خانواده خود برای باروری سازگاری دارند.

به عنوان مثال از سنندج تا روستای کرجو، معمولا مردم به باغداری و کشاورزی مشغولند ودر فصل بهار زیبایی طبیعت، کوه ها و روستاهایی چون کیلانه،کانی مشکان و دادانه عظمت خلقت خداوندی را در تولید گُل میوه و نیز گُل های بسیار زیبای طبیعی را نشان می دهد. همه کُردستان کوهستانی است ونص صریح قرآن کریم بر زندگی زنبورهای عسل در کوهستان تاکید دارد، پس مناسب ترین مکان ها برای توسعه کشاورزی از طریق نگهداری زنبور عسل همین کُردستان ومناطق کوهستانی هستند.همه کُردستان چنین ویژگی های خاص خدادادی را دارا می باشد.

در روستای نران هزاران درخت  مرتفع گردو وجود دارد؛ اگر همه درختان گردو که نیاز به گرده افشانی دارند توسط زنبور عسل گرده افشانی شود شاید هردرختی 30هزار گردو محصول دهد که از قرار کیلویی حدود 30هزار تومان، می توان خیر وبرکت و ثروتی رادر آن روستا ایجادکرد، اما به عللی که گفته شد کمترین ثمر را می دهند. درمسیر راه روستاهای هشمیز، توریور، تخته وشیان، اساسا درختان مرتفع گردو وجود دارد که بدلیل عدم گرده افشانی استفاده کاملی از میزان ثمردهی آنان نمی شود.

از طرفی گردو علاوه بر اینکه میوه ست، غذای کاملی نیز می باشد وانواع و اقسام خوراکی ها از آن تهیه می شود، تا حدی که درگیلان به عنوان یکی از قوت غالب مردم همانند برنج محاسبه می شود. وقتی گردو که فقط یک محصول کشاورزی است غذای مردم است. بنابراین سایر محصولات کشاورزی نیز مایحتاج روزمره مردم هستند ولی باکمال تاسف در روستاهای فوق حتی یک کلونی زنبور عسل وجود ندارد. وقتی زنبور عسل وجود نداشته باشد گرده افشانی با مشکل مواجه می شود و محصول باغات و کشاورزی مردم و حاصل زحمات آنان به شدت کاهش می یابد.اگر هر خانواده باغدار و کشاورز درباغ خود 10 کلونی زنبور عسل داشته باشد علاوه بر دسترسی به عسل 100% طبیعی، تولید چند برابری میوه از باغ  وکشاورزی خود را خواهد داشت که می تواند کاملا ارگانیک باشد.

تا جایی که می دانم استان های کوهستانی دو مشکل عمده دارند که یکی مشکل راهسازی است و دومی مشکل خانه سازی می باشد و برای هموار سازی شاید دوبرابر استان های غیر کوهستانی در موارد فوق هزینه باید کرد. ولی استان های کوهستانی امکانات خدادادی دارند که ارزش آنها بسیار فراتر از مشکلات فوق است،اما به استفاده صحیح و علمی نیاز دارد.درمنطقه هورامان زنبور عسل به صورت محدود نگهداری می شود که باعث شده میوه های آن منطقه معروفیت یابند...؛ در جاهای دیگر نیز به صورت بسیار کم نگهداری می شود که شاید دوری از باغ ها و عدم تاثیر نگهداری زنبور عسل در کاهش ثمردهی باغات میوه و کشاورزی را بدنبال دارد.در هر صورت زنبور داری در کُردستان هرگز مطلوب نیست، آن هم علاوه بر مواردی که اشاره شد می توان به امکان کشته شدن زنبورهای عسل در اثر تردد بسیار زیاد ماشین وبرخورد با آنان اشاره نمود.

امکان گرده افشانی کامل و اکمل توسط زنبور عسل محرز، مسلم، قطعی و کاملا علمی است و نتیجه آن نیز می تواند چند برابر شدن ثمردهی باغات میوه مردم زحمتکش روستاها وعامل ثمردهی حداکثری کشاورزی به دلیل قدرت خدادادی گرده افشانی زنبور عسل باشد. این محصول بسیار ارزشمندی است و فوائد آن آنقدر زیاد است که در این نوشته تحقیقی نمی گنجد و صرفا به چند مورد اشاره می نماییم: با پرورش زنبور عسل، درآمد روستائیان بشدت افزایش خواهد یافت و مهاجرت به شهرها کمتر می شود وایجاد شغلی حلال و مشروع وارزشمندی است که جلوی شغل های کاذب در شهر را نیز خواهد گرفت. همچنین بر اساس سیستم عرضه و تقاضا که در اقتصاد اصل است، قیمت میوه و محصولات کشاورزی ارزان خواهد بود و اقشار ضعیف نیز به اندازه کافی می توانند استفاده نمایند.

همه این را می دانیم که ارزش زمین با درآمد حاصله از آن ارتباط دارد. وقتی در روستا درآمد کافی وجود داشته باشد ارزش زمین روستایی بالا خواهد رفت وبه همین اندازه نیزمشکلات شهر که کمترین آن آلودگی زیست محیطی ناشی از دود ماشین ها و دیگر مسایل زیست محیطی است کاهش یافته ویا وجود نخواهد داشت، ضمن اینکه تولیدعسل ارگانیک نیز نتیجه  زنبورداری است به دست می آید.

موضوعی که اذهان را به خود مشغول می نماید، این است که چرا تاکنون اقدامی در زمینه تشویق مردم روستاها و به خصوص مناطق کوهستانی انجام نگرفته است؟ در این اقدام که برای هیچ فردی ضرری وجود ندارد بلکه همه آحاد جامعه و کشور از آن متنفع می شوند چرا نباید اقدام نمود؟ به نظر می رسد بی اطلاعی روستائیان و عدم اطلاع رسانی و تشویق و اقدامهای حمایتی واساسا جانیافتدن چنین اقدامی در اذهان مردم روستایی، مانع زنبورداری و منتفع شدن آنان بوده است.

اساس تحقیق و نتیجه گیری این است که فرض بر این باشد که به هردلیلی یک فرد 100 هزار و یا 100 میلیون پول به دست آورد ،بالاخره چنین پولی تمام شدنی است وامکان زندگی راحت وبا درآمد همیشگی ایجاد نمی کند، ولی تولیدات این چنینی درآمد همیشگی و حتی برای نسل های بعدرا بدنبال دارد و توسعه استان و رفع محرومیت با دسترنج حلال وشرعی خود مردم خواهد بود.

البته آموزش زنبورداری هم مهم است و باید توسط افراد ذی صلاح علمی و یا تجربی آموزش داده شود.آموزش تجربی می تواند در هورامان توسط زنبورداران به راحتی فراهم شود. زنبورداری علاوه بر تولید عسل خالص که فوق العاده ارزش غذایی و شفای انسان ها را داشته و غذای شیرین مردم است، می تواند بر توسعه و ثمردهی حداکثری باغداری و کشاورزی از طریق گرده افشانی تاثیر مستقیم داشته باشد.

مانع اصلی مرگ ومیر زنبورها و عدم پرورش آن،  سمپاشی باغات میوه و کشاورزی است. ضمن اینکه علل دیگری مانند جایگزین کردن سمپاشی به باغات کشاورزی، مبارزه بیولوژِیک به جای سمپاشی نیز از عوامل مورد می باشد.از موارد بسیار زیان آور سمپاشی باغات میوه و کشاورزی این گفته  وزیر بهداشت است که گفت،سیب را با پوست نخورید.

انتهای پیام/ف

Image CAPTCHA
لطفا اعداد موجود در عکس را در این کادر وارد نمایید.

آخرین اخبار

سفارش شهدا

صبح امروز طی مراسمی با عنوان آبروی محل یاد و خاطره شهیدعبدالصمد مولودی از پیشمرگان مسلمان کرد مریوان جلو درب منزل این شه

یادداشت و مقاله

با ولایت

در آیینی بیش از 20 نفر از برگزیدگان استانی جشنواره مالک اشتر سپاه ناحیه بیجار تجلیل شدند.

آمار بازدید

گوگل آنالیز

تبلیغات